ترجمه "Wagen" به فارسی

خودرو, ماشین, اتوموبیل بهترین ترجمه های "Wagen" به فارسی هستند.

Wagen noun masculine دستور زبان

fahrbarer Untersatz (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خودرو

    noun

    Ein vierrädriges, motorbetriebenes Fahrzeug, das zur Beförderung an Land dient und meist durch die Verbrennung von Benzin oder Diesel angetrieben wird.

    So hielt ich den Wagen an und eilte zu Hilfe.

    خُب خودرو را نگه داشتم و برای کمک رفتم. خُب خودرو را نگه داشتم و برای کمک رفتم.

  • ماشین

    noun

    Ein vierrädriges, motorbetriebenes Fahrzeug, das zur Beförderung an Land dient und meist durch die Verbrennung von Benzin oder Diesel angetrieben wird.

    Tom stieg vor der Bibliothek aus und wartete, während Maria hinfuhr, um den Wagen zu parken.

    تام رفت بیرون روبروی کتابخانه منتظر ماند تا ماری برود ماشین را پارک کند.

  • اتوموبیل

  • ترجمه های کمتر

    • ماشین سواری
    • گاری
    • اتومبیل
    • واگن
    • واگنها
    • گاریها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Wagen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

wagen verb دستور زبان

ganz schön mutig sein (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • واگنها

    Der Abstand zwischen den beiden Wagen scheint zu groß zu sein.

    به نظر مياد که فاصله ي بين واگنها ، اون رو متوقف کرده

تصاویر با "Wagen"

عباراتی شبیه به "Wagen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Wagen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه