ترجمه "Weibchen" به فارسی
دختر, زن, مرغ بهترین ترجمه های "Weibchen" به فارسی هستند.
Weibchen
noun
neuter
دستور زبان
bei Tieren
-
دختر
noundas ist Fuku, ein junges Weibchen,
این فوکو , یک دختر جوان است ,
-
زن
nounKoba lässt die Weibchen und die Jungen holen.
کوبا داره ميره سراغ زنها و بچه ها.
-
مرغ
nounDas Weibchen hätte dann das Problem, sich um mehrere hochaktive Küken zu kümmern, während es gleichzeitig noch mindestens ein Ei ausbrüten müsste.
در این صورت برای مرغ مادر بسیار مشکل بود که از جوجههای بیرون آمده از تخم نگهداری کند چون هنوز تخمهایی باقی بودند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Weibchen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن