ترجمه "alter" به فارسی
سالمندی, سن, سن بهترین ترجمه های "alter" به فارسی هستند.
alter
adjective
-
سالمندی
Meine Schwester und ich haben versprochen, für sie zu sorgen, wenn sie alt sind.
من و خواهرم به آنان قول دادیم که در سالمندی از آنان مراقبت خواهیم کرد.
-
سن
nounEr schrieb das Buch im Alter von zwanzig.
او این کتاب را در سن بیستسالگی نوشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Alter
noun
masculine
neuter
دستور زبان
nicht mehr der Jüngste (umgangssprachlich) [..]
-
سن
nounEr schrieb das Buch im Alter von zwanzig.
او این کتاب را در سن بیستسالگی نوشت.
-
زرمان
noun -
پیری
nounMan kann nicht dem Alter davonlaufen.
از پیری نمیتوان گریخت.
-
ترجمه های کمتر
- pir
- senn
- تفاوتهاي سني
- سالمندی
- پیرمرد
عباراتی شبیه به "alter" با ترجمه به فارسی
-
بزرگتر · مهتر
-
kohne · pir · آلتو · باستانی · دیرین · سابق · ساله · قبلی · قدیمی · مسن · پیر · پیشین · کهن · کهنسال · کهنه
-
روم باستان
-
آلتو
-
جمعيت سالخورده · زرمان · سالخورده · سالمند · شهروندان سالخورده · فرد مسن · مسن · پیری
-
جمعيت سالخورده · سالخورده · سالمند · شهروندان سالخورده · فرد مسن · مسن
-
میانسال
-
سالمند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن