ترجمه "alt" به فارسی
باستانی, پیر, قدیمی بهترین ترجمه های "alt" به فارسی هستند.
alt
adjective
دستور زبان
viele Jahre auf dem Buckel haben (umgangssprachlich) [..]
-
باستانی
nounEr lässt uns sehr, sehr alte Triebe ausleben.
ما میخوایم یه سری انگیزه های خیلی خیلی باستانی رو تمرین و پرورش بدیم.
-
پیر
adjectiveEin alter Adler ist stärker als eine junge Krähe.
یک عقاب پیر قویتر از یک کلاغ جوان است.
-
قدیمی
adjectiveDieser alte Tisch ist immer noch in Gebrauch.
این میز قدیمی هنوز استفاده می شود.
-
ترجمه های کمتر
- کهنه
- kohne
- دیرین
- پیشین
- کهن
- pir
- آلتو
- سابق
- ساله
- قبلی
- مسن
- کهنسال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Alt
noun
Noun
masculine
neuter
دستور زبان
-
آلتو
Stimmlage
ihre Stimmen zu singen — Sopran, Alt, Tenor und Bass —
بخش مربوط به خودشان را بخوانند — سوپرانو، آلتو، تنور و باس ( 4 بازه صدا )
تصاویر با "alt"
عباراتی شبیه به "alt" با ترجمه به فارسی
-
بزرگتر · مهتر
-
روم باستان
-
جمعيت سالخورده · زرمان · سالخورده · سالمند · شهروندان سالخورده · فرد مسن · مسن · پیری
-
جمعيت سالخورده · سالخورده · سالمند · شهروندان سالخورده · فرد مسن · مسن
-
سالمندی · سن
-
سالمند
-
جمعيت سالخورده · سالخورده · سالمند · شهروندان سالخورده · فرد مسن · مسن
-
پیرزن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن