ترجمه "anziehen" به فارسی

جذب کردن, پوشیدن, جامه لباس بهترین ترجمه های "anziehen" به فارسی هستند.

anziehen verb دستور زبان

(eine Schraube) anziehen [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جذب کردن

  • پوشیدن

    verb

    Also sah ich in meinem Koffer nach und fand nichts anzuziehen.

    خب نگاهی به چمدانم انداختم و چیزی برای پوشیدن پیدا نکردم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " anziehen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Anziehen Noun دستور زبان

Kleidung, Schuhe, Orden, Kleiderfarbe, Kleiderstoff etc.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جامه لباس

  • رخت

    noun
  • لباس

    noun

    Ich werde mir etwas Bequemeres anziehen.

    من برم یک لباس راحت تر بپوشم.

  • پوشاک

    noun

    Bis dahin sind wir einfach damit zufrieden, etwas zum Essen und zum Anziehen zu haben.

    تا آن زمان، ‹اگر خوراک، پوشاک و سقفی بالای سرمان داریم، به آنها قانع خواهیم بود.›

تصاویر با "anziehen"

عباراتی شبیه به "anziehen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "anziehen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه