ترجمه "bein" به فارسی
پاها (از بالای زانو تا مچ پا), پا, استخوان بهترین ترجمه های "bein" به فارسی هستند.
-
پاها (از بالای زانو تا مچ پا)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bein " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lauf (Wildtiere) [..]
-
پا
nounMedizinischer Begriff für das Bein
Du hast mir Beine gegeben, aber das war's, oder?
به من پا دادي ، ولي فقط همين ، درسته ؟
-
استخوان
nounEin Material, das zum größten Teil aus Kalziumphosphat und Kollagen besteht und aus dem das Skelett der meisten Wirbeltiere besteht.
Schlimmstenfalls brichst du dir die Beine, und der Hund frisst dich lebendig.
در بدترين شرايط استخوان ران ت ميشکنه و سگ ها تو رو زنده زنده ميخورن
-
لنگ
adjective nounZum Glück verlor ich nicht das Bein, doch seither hinke ich... das ist auch mein definierendes Merkmal.
خوشبختانه پامو از دست ندادم فقط لنگ شدم این لنگیدن تبدیل شده به ویژگی شخصیم
-
ترجمه های کمتر
- استخون
- ستخوان
- اندامهای حرکتی
- پاها
تصاویر با "bein"
عباراتی شبیه به "bein" با ترجمه به فارسی
-
عملیات پای چوبین
-
قسم و آیه خوردن
-
دروغ از همان دور كه می آید یك پایش می لنگد