ترجمه "beinahe" به فارسی
تقریبا, تقریباً, نزدیک بهترین ترجمه های "beinahe" به فارسی هستند.
beinahe
adverb
so ziemlich (umgangssprachlich) [..]
-
تقریبا
adverbUnd da ist etwas beinahe Magisches in unseren visuellen Informationen.
و یک چیز تقریبا منحصر به فرد جادویی درباره اطلاعات تصویری وجود دارد.
-
تقریباً
adverbEr ist beinahe mein Bruder!
او تقریباً برادرم است.
-
نزدیک
adjectiveIch möchte das beinahe letzte Wort Ines überlassen.
میخواهم حرفهای نزدیک به آخر را به اینِز اختصاص بدهم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beinahe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "beinahe"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن