ترجمه "betrunken" به فارسی

مست, پیان, گرست بهترین ترجمه های "betrunken" به فارسی هستند.

betrunken adjective verb دستور زبان

knülle (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مست

    adjective

    In meinen anderen Beratungen war ich zumindest betrunken.

    باورم نمیشه ، حداقل تو بقیه مداخله ها مست بودم.

  • پیان

  • گرست

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " betrunken " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "betrunken"

اضافه کردن

ترجمه های "betrunken" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه