ترجمه "blicken" به فارسی

دیدَن, بین, نگاه کردن بهترین ترجمه های "blicken" به فارسی هستند.

blicken verb دستور زبان

spannern (vulgär) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیدَن

  • بین

    adposition verb noun

    Verdient mich, erforscht mich, scannt mich, blickt durch eure Linse.

    به دستم آور، یادم بگیر، مرورم کن، زیر ذره بین، چشمانت را تنگ کن،

  • نگاه کردن

    verb

    Dauerhaften Frieden finden wir einzig und allein, wenn wir auf ihn blicken und leben.

    تنها راه برای پیدا کردن آرامش پایدار نگاه کردن به او. و زندگی کردن است.

  • نگریستن

    verb

    und mit dem Blick durch die Linse der Evolutionstheorie,

    و با نگریستن از درون لنزهای تئوری تکامل

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blicken " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Blicken noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

"Blicken" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Blicken در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "blicken" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "blicken" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه