ترجمه "da" به فارسی
آنجا, zirå, بدلیل بهترین ترجمه های "da" به فارسی هستند.
da
conjunction
adverb
دستور زبان
alldieweil (umgangssprachlich) [..]
-
آنجا
adverbWäre mein Bruder da gewesen, hätte er gewusst, was zu tun gewesen wäre.
اگر برادر من آنجا بود، می دانست چه کار کند.
-
zirå
-
بدلیل
conjunction
-
ترجمه های کمتر
- برای
- برای اینکه
- زیرا
- چون
- چونکه
- خُب.....(در شروع جمله بکار می رود.)
- از آنجایی که
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " da " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Da
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Da" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Da در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "da"
عباراتی شبیه به "da" با ترجمه به فارسی
-
ویولا دا گامبا
-
تریستان دکونا
-
df
-
دوباره
-
لئوناردو داوینچی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "da" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
به دلیل مشکلات فنی مثالها بارگیری نشدند.