ترجمه "da" به فارسی

آنجا, zirå, بدلیل بهترین ترجمه های "da" به فارسی هستند.

da conjunction adverb دستور زبان

alldieweil (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آنجا

    adverb

    Wäre mein Bruder da gewesen, hätte er gewusst, was zu tun gewesen wäre.

    اگر برادر من آنجا بود، می دانست چه کار کند.

  • zirå

  • بدلیل

    conjunction
  • ترجمه های کمتر

    • برای
    • برای اینکه
    • زیرا
    • چون
    • چونکه
    • خُب.....(در شروع جمله بکار می رود.)
    • از آنجایی که
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " da " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Da
+ اضافه کردن

"Da" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Da در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "da"

عباراتی شبیه به "da" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "da" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

به دلیل مشکلات فنی مثال‌ها بارگیری نشدند.

REJECTED_STOPWORDS_ONLY