ترجمه "deine" به فارسی
ت, تو بهترین ترجمه های "deine" به فارسی هستند.
deine
-
ت
pronounDu brauchst nur verzichten, dann findest du deinen Frieden.
تو فقط احتیاج داری چشمپوشی کنی، در این صورت آرامش را پیدا میکنی.
-
تو
pronoun adjective noun adverbDu brauchst nur verzichten, dann findest du deinen Frieden.
تو فقط احتیاج داری چشمپوشی کنی، در این صورت آرامش را پیدا میکنی.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "deine" با ترجمه به فارسی
-
šomā · او · شان · شما
-
او · ت · تو · شما · شُما
-
-ام · برای من · م · مال من · مرا · من
-
خانمها و آقایان
-
کلیدهایم را گم کردم
-
بكار انداختن
-
زندگی من
-
آن · است · او · بودن · داشتن · در حال · هاسی · هست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن