ترجمه "dicht" به فارسی

انبوه, تراکم, فشرده بهترین ترجمه های "dicht" به فارسی هستند.

dicht adjective verb adverb دستور زبان

dicht (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • انبوه

    adjective

    Der dichte Wald verwandelt sich in ein Einkaufszentrum.

    جنگل انبوه تبديل به يک مرکز خريد ميشه.

  • تراکم

    Das Netz ist so dicht, dass es hunderte Kilometer Myzel unter einem einzigen Fußabdruck geben kann.

    چنین شبکهای آنچنان تراکم بالایی دارد که امکان دارد صدها کیلومتر جلینه زیر تنها یک قدم ما وجود داشته باشد.

  • فشرده

    adjective

    Aus dem härtesten und dichtesten Holz, das du auftreiben kannst.

    جنسش بايد از سخت ترين و فشرده ترين چوبي باشه که ميتوني پيدا کني.

  • ترجمه های کمتر

    • مست
    • پیان
    • چگال
    • گرست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dicht " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dicht" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dicht" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه