ترجمه "eben" به فارسی
صاف, مسطح, هموار بهترین ترجمه های "eben" به فارسی هستند.
eben
adjective
adverb
دستور زبان
topfeben (Verstärkung) [..]
-
صاف
adjectiveDiese Roboter wurden für eine ebene Welt konstruiert oder?
این ها ربات هایی هستند که برای حرکت بر روی سطوح صاف طراحی شده اند.
-
مسطح
adjectiveWenn man jedoch keine ebene Welt hat, ist das nicht gut
اگر محیط ما مسطح نباشد این دو ربات کابردی ندارند.
-
هموار
adjectiveWenn das Eis nicht eben war, hatte ich überhaupt keine Chance.
وقتی یخ هموار نبود , هیچ امیدی نداشتم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eben " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "eben" با ترجمه به فارسی
-
دشتها
-
سطح شیبدار
-
تقسیمات کشوری سطح دوم
-
لیست دامنه مسدود شده سطح بالا
-
سطح چهارم تقسیمات کشوری
-
موج تخت
-
جلگه · دشتها · سطح · صفحه · لایه · هامون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن