ترجمه "ebene" به فارسی

دشتها, جلگه, صفحه بهترین ترجمه های "ebene" به فارسی هستند.

ebene adjective
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دشتها

    werden diese Ebenen komplett frei

    این دشتها کاملا خالی از

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ebene " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ebene noun feminine دستور زبان

Eine ebene Fläche, die sich unendlich in alle Richtungen erstreckt. [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جلگه

    in der Geographie eine Landschaft ohne besondere Höhenunterschiede [..]

  • صفحه

    noun

    unbegrenzt ausgedehntes flaches zweidimensionales Objekt

    Also reden wir von verschiedenen Ebenen, verschiedenen Stücken von Papier.

    ما دربارهی جهانهای موازی صحبت می کنیم، صفحات متفاوت کاغذ.

  • دشتها

    werden diese Ebenen komplett frei

    این دشتها کاملا خالی از

  • ترجمه های کمتر

    • سطح
    • لایه
    • هامون

تصاویر با "ebene"

عباراتی شبیه به "ebene" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ebene" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه