ترجمه "eine" به فارسی
يک, یک, ی بهترین ترجمه های "eine" به فارسی هستند.
eine
pronoun
Article
numeral
دستور زبان
'ne (umgangssprachlich) [..]
-
يک
Der Bau der Stahlfabrik war ein großes Unterfangen.
ايجاد يک کارخانه فولاد، سرمايهگذاري بزرگي بود.
-
یک
Cardinal numberEr aß das Steak und bestellte ein weiteres.
او یک استیک خورد و یکی دیگر سفارش داد.
-
ی
LetterTom zeichnete ein freudestrahlendes Gesicht auf den Einband seines Notizbuchs.
تام چهره ی شادمانی روی جلد دفترش نقاشی کرد.
-
ترجمه های کمتر
- یه
- یه -ی
- یِک
- یک -ی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "eine" با ترجمه به فارسی
-
yek · روشن · فعال · يِک · يک · ی · یه · یه -ی · یِک · یک · یک -ی
-
جذر ماتریس
-
به قلب چيزي حمله بردن
-
ساعت یک
-
رونویسی · کپی کردن
-
اتاق منعکس کننده شخصیت کارآگاه است ساده و کاربردی به لمس شخصی
-
یکی یکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن