ترجمه "eisen" به فارسی
آهن, اتو, آهن بهترین ترجمه های "eisen" به فارسی هستند.
eisen
adjective
verb
دستور زبان
-
آهن
nounSo, wie der Rost das Eisen zerfrisst, zerfressen Sorgen das Herz.
همانطور که زنگ آهن را میجود، نگرانیها هم قلب را می جوند.
-
اتو
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eisen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Eisen
noun
neuter
دستور زبان
Fe (Symbol) [..]
-
آهن
nounchemisches Element mit dem Symbol Fe und der Ordnungszahl 26 [..]
So, wie der Rost das Eisen zerfrisst, zerfressen Sorgen das Herz.
همانطور که زنگ آهن را میجود، نگرانیها هم قلب را می جوند.
تصاویر با "eisen"
عباراتی شبیه به "eisen" با ترجمه به فارسی
-
یخ
-
yakh · بستنی · هسر · یخ
-
کلرید آهن(II)
-
درونكاشت طبيعي جنين
-
اکسید آهن(II,III)
-
اکسالات آهن(II)
-
سطح تماس یخ-آب
-
فلوئورید آهن(II)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن