ترجمه "ernte" به فارسی
برداشت (محصول), برداشت, خرمن بهترین ترجمه های "ernte" به فارسی هستند.
ernte
verb
-
برداشت (محصول)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ernte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ernte
noun
feminine
دستور زبان
Die Menge der in einer Saison produzierten Feldfrüchte. [..]
-
برداشت
nounSie wollen heim und die Ernte einfahren, bevor sie verdirbt.
اونا ميخوان برگردن خونه و محصولات رو قبل از اينکه از بين برن برداشت کنن.
-
خرمن
nounبرداشت محصول از مزرعه
Wie können wir uns bereitmachen, der gute Boden zu sein und eine reiche Ernte einzubringen?
چگونه میتوانیم خود را آماده کنیم تا آن خاک خوب باشیم و خرمن خوبی داشته باشیم؟
-
محصول
nounDie Menge der in einer Saison produzierten Feldfrüchte.
Wie traurig, wenn sich die Ernte dann als schlecht erweist!
چقدر وقتی که محصول خراب میشود، ناراحتکننده است!
تصاویر با "ernte"
عباراتی شبیه به "ernte" با ترجمه به فارسی
-
برداشت مكانيزه
-
برداشت مكانيكي
-
هرکس باد بکارد، طوفان درو خواهد کرد
-
درو کردن · درودن
-
از هر دست بدی از همون دست میگیری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن