ترجمه "fahren" به فارسی
راندن, رفتن, روندن بهترین ترجمه های "fahren" به فارسی هستند.
fahren
verb
دستور زبان
zugange sein (umgangssprachlich) [..]
-
راندن
verbEin Auto fahren führt nur dazu, dass etwas geht,
راندن ماشین اشاره به حرکت دادن چیزی دارد،
-
رفتن
verbDu wirst hier ein völlig anderes Leben führen.
رفتن به دانشگاه تجربه متفاوتي براي توِ ، مايکل
-
روندن
verbFahren wir weiter, bis wir zum nächsten Mobilfunkmast kommen.
خب ، فکر میکنم باید به روندن ادامه بدیم تا وقتی که سیگنال دریافت کنیم.
-
ترجمه های کمتر
- رَفتَن
- سواری کردن
- شدن
- رد شدن -عبور کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fahren " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fahren"
عباراتی شبیه به "fahren" با ترجمه به فارسی
-
اداره کردن
-
رانندگی در شرایط مستی
-
اتواستپ کردن
-
سفر
-
به سوی فانوس دریایی
-
اداره کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن