ترجمه "Fahrt" به فارسی
سفر ترجمه "Fahrt" به فارسی است.
Fahrt
noun
feminine
دستور زبان
Verkehrsmittel auf ihrer Route [..]
-
سفر
nounMöchtest du vielleicht duschen, um dich nach der langen Fahrt zu erfrischen?
شايد بخواي بعد اين سفر طولاني براي سرحال شدن دوش بگيري.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Fahrt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
fahrt
verb
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"fahrt" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای fahrt در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Fahrt"
عباراتی شبیه به "Fahrt" با ترجمه به فارسی
-
اداره کردن
-
رانندگی در شرایط مستی
-
اتواستپ کردن
-
راندن · رد شدن -عبور کردن · رفتن · روندن · رَفتَن · سواری کردن · شدن
-
به سوی فانوس دریایی
-
راندن · رد شدن -عبور کردن · رفتن · روندن · رَفتَن · سواری کردن · شدن
-
راندن · رد شدن -عبور کردن · رفتن · روندن · رَفتَن · سواری کردن · شدن
-
اداره کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن