ترجمه "familienplanung" به فارسی

تنظیم خانواده, تنظیم خانواده, كنترل تولد بهترین ترجمه های "familienplanung" به فارسی هستند.

familienplanung
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنظیم خانواده

    Wenn sie auf irgendetwas pro Familienplanung landen, bewegen sie sich vorwärts.

    اگر شما بر هر چیزی مربوط به تنظیم خانواده می نشستید، شما به سمت جلو حرکت می کردید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " familienplanung " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Familienplanung noun Noun feminine دستور زبان

Die Kontrolle der Zahl der Kinder in einer Familie und den Abständen zwischen Geburten, besonders durch die Verwendung von Verhütungsmitteln.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنظیم خانواده

    Wenn sie auf irgendetwas pro Familienplanung landen, bewegen sie sich vorwärts.

    اگر شما بر هر چیزی مربوط به تنظیم خانواده می نشستید، شما به سمت جلو حرکت می کردید.

  • كنترل تولد

  • كنترل جمعيت

  • پيشگيري از آبستني در انسان

اضافه کردن

ترجمه های "familienplanung" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه