ترجمه "fest" به فارسی

صلب, مقاوم, پایدار بهترین ترجمه های "fest" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Er ist flüssig als fließendes Wasser, gasförmig als Dampf oder fest als Eis. ↔ آن يک فرم مايع مثل آب جاري ميگيرد ، گاز مثل بخار ، يا جامد مثل يخ.

fest adjective دستور زبان

taff (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • صلب

    adjective
  • مقاوم

    adjective

    Ein großes verflochtenes Wurzelsystem sorgt dafür, dass die Bäume fest im Boden verankert sind und Stürme besser überstehen

    ریشههای عظیم این درختان در هم تنیده میشوند و آنها را در برابر توفان مقاوم میسازد

  • پایدار

    adjective

    Läßt du es so deutlich hervortreten, daß die Wohnungsinhaber es wirklich fest im Sinn haben, nachdem du mit ihnen gesprochen hast?

    آیا آن را به طور واضح نمایان میکنی تا بعد از اینکه با صاحبخانه صحبت کردی واقعاً در ذهن آن پایدار بماند؟

  • ترجمه های کمتر

    • بطور محکم
    • جامد
    • سفت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fest " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fest noun neuter دستور زبان

religiöses

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جشن

    noun

    gesellschaftliche Veranstaltung

    Bob schlug vor, das Fest auf Mittwoch zu verschieben.

    باب پیشنهاد کرد آن جشن را تا چهارشنبه به تاخیر بیاندازد.

  • عید

    noun

    Indes nahte das Fest der Juden, das Laubhüttenfest.

    و عید یهود که عید خیمهها باشد نزدیک بود.

  • مهمانی

    noun

    Kommst du auf das Fest morgen?

    فردا به مهمانی میآیی؟

  • ترجمه های کمتر

    • جشنواره
    • فستیوال
    • پارتی

عباراتی شبیه به "fest" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fest" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Man stellt fest, dass gewöhnliche Knete, wie man sie im Geschäft finden, das auch macht und Physiklehrer an Highschools nutzen das seit Jahren.
و نتیجه این میشه که خمیره بازی که از مغازه قبلاً میخریدید، هادی الکتریسته میشه، و معلمهای فیزیک سالهاست که از اون استفاده میکنند.
Ihr steckt hier fest.
شما اينجا گير افتاديد.
Ich wollte nur eine feste Arbeit und jemanden, der verrückt genug war, mich zu heiraten. Wie deine Mutter.
فقط ميخواستم سر يه شغل بمونم و يکيو پيدا کنم که به اندازه کافي ديوونه باشه که با من ازدواج کنه ، مثل مامانتون.
8 Hiskia lud alle in Juda und Israel zu einer großen Passahfeier ein, auf die das siebentägige Fest der ungesäuerten Brote folgte.
۸ حِزْقیّا تمام یهودا و اسرائیل را دعوت کرد تا فِصَح را برگزار کنند و در ادامهٔ آن، هفت روز عید فطیر گیرند.
Betrachten Sie die Spezies " fester Freund ".
گونه دوست پسر رو نگاه کن