ترجمه "Fessel" به فارسی
بند, غل و زنجیر بهترین ترجمه های "Fessel" به فارسی هستند.
Fessel
noun
feminine
دستور زبان
-
بند
nounFür all jene, die uns wieder mit Fessel und Peitsche bedenken.
واسه همه ي کساني که ميخوان دوباره مارو به بند بکشن
-
غل و زنجیر
Es ist nur etwas, mit dem wir uns selber fesseln.
عادت صرفا یک غل و زنجیر برای ماست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Fessel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
fessel
verb
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"fessel" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای fessel در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "Fessel" با ترجمه به فارسی
-
جذاب
-
زمین گیر شدن یا بودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن