ترجمه "fette" به فارسی

چربی, چربی بهترین ترجمه های "fette" به فارسی هستند.

fette adjective
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • چربی

    noun

    Diese kleinen, fetten Knödel, 70-Kilo-Pakete voller Speck sind die Hauptnahrung der Eisbären.

    این پبراشکهای تپل کوچك بستههاي ١٥۰ پوندی چربی ، که خرس های قطبی به آنها شديدا وابستهاند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fette " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fette noun دستور زبان

eines Schriftzuges oder Schriftzeichens

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • چربی

    noun

    Gruppe organischer Stoffe

    Und, wie auch ein Tumor, wächst Fett wenn Blutgefäße wachsen.

    و مانند تومور بافت چربی هنگامی رشد می کند که رگ های خونی رشد کنند.

عباراتی شبیه به "fette" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fette" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه