ترجمه "gefallen" به فارسی
خواهش میکنم, لطفا, خوش آمدن بهترین ترجمه های "gefallen" به فارسی هستند.
gefallen
adjective
verb
دستور زبان
konvenieren (gehoben) [..]
-
خواهش میکنم
adverb -
لطفا
adverbDeiner wird dir gefallen.
به دوربین نگاه کنید. لطفا
-
خوش آمدن
verb -
دوست داشتن
verbEinmal ganz ehrlich: Es fällt schwer, einen Süchtigen zu lieben.
و اگر واقعا رک و راست باشید، دوست داشتن فرد معتاد سخت است،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gefallen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Gefallen
noun
masculine
دستور زبان
Mildtätigkeit (veraltend)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Gefallen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gefallen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "gefallen" با ترجمه به فارسی
-
پسر کو ندارد نشان از پدر
-
وقت گل نی
-
تلهها
-
ترفند · تله · تلهها · حقه · دام · لاتو · نژنک · نیرنگ · پهند
-
دوستت دارم · من تو را دوست دارم
-
ماهیگیری با تله
-
oftådan · افتادن · شدن · فتادن
-
تلهاندازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن