ترجمه "falle" به فارسی
تلهها, تلهها, ترفند بهترین ترجمه های "falle" به فارسی هستند.
falle
verb
-
تلهها
Und mein Vortrag heute wird hauptsächlich von diesen kognitiven Fallen handeln.
و صحبتهای امروز من بیشتر در مورد این تلهها ی شناختی خواهد بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " falle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Falle
noun
feminine
دستور زبان
Pofe (Rheinisch) (umgangssprachlich) [..]
-
تلهها
Und mein Vortrag heute wird hauptsächlich von diesen kognitiven Fallen handeln.
و صحبتهای امروز من بیشتر در مورد این تلهها ی شناختی خواهد بود.
-
ترفند
nounSie sind in einem solchen Fall ein schönes Druckmittel.
توي اين پرونده از خوب ترفندي استفاده کردي
-
تله
nounTom stellte eine Falle.
تام یک تله گذاشت.
-
ترجمه های کمتر
- حقه
- دام
- لاتو
- نژنک
- نیرنگ
- پهند
تصاویر با "falle"
عباراتی شبیه به "falle" با ترجمه به فارسی
-
پسر کو ندارد نشان از پدر
-
حالت نهادی
-
انداختن · به زمین زدن
-
سقوط آزاد
-
برش درخت · قطع · قطع درخت
-
وقت گل نی
-
agar · اگر · در صورت · در صورتی که
-
ماهیگیری با تله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن