ترجمه "Fall" به فارسی

مورد, حالت, سقوط بهترین ترجمه های "Fall" به فارسی هستند.

Fall noun masculine دستور زبان

Kiste (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مورد

    noun

    Es ist schwierig für mich, sich um den Fall zu kümmern.

    برای من مشکل است که از پس این مورد بر آیم.

  • حالت

    noun

    Falls du versuchst, mein Mitleid zu erregen, dann funktioniert es nicht.

    اگه ميخواي کاري کُني دلم به حالت بسوزه بايد بگم کور خوندي

  • سقوط

    noun

    Zu der Zeit, wo das Standbild verschwindet, wird die Welt auf jeden Fall politisch zersplittert sein.

    جهان در زمان سقوط این تمثال، از لحاظ سیاسی بکلی پاره پاره خواهد بود!

  • کیس

    Ich sagte dir doch, dass hier ein Fall wartet.

    بهت که گفتم اینجا با یه کیس طرفیم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Fall " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

fall verb
+ اضافه کردن

"fall" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای fall در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "Fall" با ترجمه به فارسی

  • حالت نهادی
  • انداختن · به زمین زدن
  • سقوط آزاد
  • برش درخت · قطع · قطع درخت
  • agar · اگر · در صورت · در صورتی که
  • تلهها
  • ترفند · تله · تلهها · حقه · دام · لاتو · نژنک · نیرنگ · پهند
  • سقوط آزاد
اضافه کردن

ترجمه های "Fall" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه