ترجمه "Fallen" به فارسی

امتداد و شیب, فتادن, افتادن بهترین ترجمه های "Fallen" به فارسی هستند.

Fallen Noun noun دستور زبان

eines Börsenkurses etc.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • امتداد و شیب

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Fallen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

fallen verb دستور زبان

schliddern (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فتادن

    verb
  • افتادن

    verb

    Und dann wieder raus in den Sturm, wo man dahin schlittert auf dem Eis und fällt.

    پس از آن دوباره به توفان بازمیگردد جاییکه لیز خوردن و افتادن روی یخ به همراه دارد.

  • شدن

    verb

    Also ist sie gefallen, bevor das Glas zerbrach.

    . پس قبل از شکسته شدن شيشه ها ، افتاده پايين

  • oftådan

تصاویر با "Fallen"

عباراتی شبیه به "Fallen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Fallen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه