ترجمه "gel" به فارسی
ژل, ژلها, ژل بهترین ترجمه های "gel" به فارسی هستند.
gel
adjective
دستور زبان
-
ژل
Wir tun das mit einem Gel, und damit man das Material anfassen.
و ما این عمل را روی یک ماده ژل مانند انجام میدهیم، تا بتونیم آن را بالا ببریم.
-
ژلها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Gel
noun
neuter
دستور زبان
-
ژل
Dispersion
Wir tun das mit einem Gel, und damit man das Material anfassen.
و ما این عمل را روی یک ماده ژل مانند انجام میدهیم، تا بتونیم آن را بالا ببریم.
-
حالت كولویید
-
ژلها
-
کلوییدها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن