ترجمه "gericht" به فارسی

محکمه, دادگاه, دادگاه بهترین ترجمه های "gericht" به فارسی هستند.

gericht
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • محکمه

    Das Gericht veranlasst, dass du sie gesund zurückerhältst.

    محکمه با ديدن آنها حکم به آن ميدهد. که در شرايط اوليه اي که بودند به تو برگردانده شود

  • دادگاه

    noun

    Er konnte offensichtlich nicht verstehen, warum sie das Gericht angerufen hatten.

    از قرار معلوم او متوجه نمیشد که آنها چرا در دادگاه هستند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gericht " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Gericht noun Noun neuter دستور زبان

Eine bestimmte Art von zubereitetem Essen. [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دادگاه

    noun

    Organ der Rechtsprechung

    Er konnte offensichtlich nicht verstehen, warum sie das Gericht angerufen hatten.

    از قرار معلوم او متوجه نمیشد که آنها چرا در دادگاه هستند.

  • آزمودن

    verb
  • بشقاب

    noun

    Zubereitungsform von Nahrung

    Koch Gusteau tat bei jedem Gericht etwas Unerwartetes.

    سرآشپز " گوستيو " تو هر بشقاب هميشه يه چيز غير منتظره داشت.

  • محکمه

    noun

    Das Gericht veranlasst, dass du sie gesund zurückerhältst.

    محکمه با ديدن آنها حکم به آن ميدهد. که در شرايط اوليه اي که بودند به تو برگردانده شود

تصاویر با "gericht"

عباراتی شبیه به "gericht" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gericht" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه