ترجمه "hören" به فارسی
شنیدن, گوش دادن, گوش کردن بهترین ترجمه های "hören" به فارسی هستند.
man erzählt sich, dass (umgangssprachlich) [..]
-
شنیدن
Verb verbMit dem Ohr Geräusche wahrnehmen, ohne notwendigerweise darauf zu achten.
Ich antwortete automatisch, als ich meinen Namen hörte.
پس از شنیدن اسمام، بهطور خودکار جواب دادم.
-
گوش دادن
verbSie wußten, daß ihr Leben davon abhing, daß sie auf ihn hörten und ihm gehorchten.
آنها دانستند که زندگی آنها به گوش دادن به خدا و اطاعت کردن از او بستگی دارد.
-
گوش کردن
verbWeil es so viel besser ist, auf Sie zu hören.
چون گوش کردن به حرف هاي تو نتيجه خيلي بهتري داره.
-
ترجمه های کمتر
- نیوشیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hören " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
insbes. einer Fremdsprache [..]
"Hören" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hören در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "hören"
عباراتی شبیه به "hören" با ترجمه به فارسی
-
چنانکه شايد وبايد