ترجمه "installation" به فارسی
نصب, تاسيسات, نصب بهترین ترجمه های "installation" به فارسی هستند.
installation
-
نصب
nounSie sind teuer in der Installation, aber es ist noch teurer, sie nicht zu bauen.
نصبشون هزینه داره ولی هزینه ی نصب نکردنشون بیشتره.
-
تاسيسات
Er wurde von der Installation auf Eadu...
اون از تاسيسات ايدو اعزام شده بود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " installation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Installation
noun
feminine
دستور زبان
-
نصب
Sie sind teuer in der Installation, aber es ist noch teurer, sie nicht zu bauen.
نصبشون هزینه داره ولی هزینه ی نصب نکردنشون بیشتره.
-
چیدمان
dreidimensionales Kunstwerk, meist aus verschiedenen Materialien und größer als eine Skulptur
das hier ist nördlich vom Zentrum der Installation aus gesehen –
این فقط نمای شمالی از مرکز چیدمان است —
-
ابزار
noun
-
ترجمه های کمتر
- ادوات كشاورزي
- اسباب
- تاسيسات
- تجهیزات
- لوازم آشپزخانه
- ماشينآلات
- نصب کردن
تصاویر با "installation"
عباراتی شبیه به "installation" با ترجمه به فارسی
-
نصب مخصوص
اضافه کردن مثال
اضافه کردن