ترجمه "installieren" به فارسی
نصب کردن ترجمه "installieren" به فارسی است.
installieren
verb
دستور زبان
draufbügeln (umgangssprachlich)
-
نصب کردن
verbDie hab ich installiert, als zu viel vom Altar geklaut wurde.
از وقتي که از محراب زياد دزدي ميشد اين سيستم مداربسته رو نصب کردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " installieren " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Installieren
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Installieren" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Installieren در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن