ترجمه "institut" به فارسی

مؤسسه, انستیتو, مؤسسه بهترین ترجمه های "institut" به فارسی هستند.

institut
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مؤسسه

    noun

    Vor vier Jahren arbeitete ich mit ein paar Leuten am Brookings-Institut

    چهار سال پیش در مؤسسه ی بروکینگز (مربوط به کار بر روی قوانین اجتماعی و علوم سیاسی)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " institut " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Institut noun Noun neuter دستور زبان

Laden (salopp) (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • انستیتو

    Er wurde vom Wyss Institut in Boston erfunden.

    این چیزی است که انستیتو ویس بوستون اختراع کرده،

  • مؤسسه

    noun

    Lehr- oder Forschungseinrichtung; kulturelle, künstlerische oder wirtschaftliche Organisation

    Vor vier Jahren arbeitete ich mit ein paar Leuten am Brookings-Institut

    چهار سال پیش در مؤسسه ی بروکینگز (مربوط به کار بر روی قوانین اجتماعی و علوم سیاسی)

تصاویر با "institut"

عباراتی شبیه به "institut" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "institut" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه