ترجمه "krankenhaus" به فارسی
بيمارستانها, بیمارستان, بيمارستانها بهترین ترجمه های "krankenhaus" به فارسی هستند.
krankenhaus
-
بيمارستانها
Ich war im Krankenhaus.
تو يکي از بيمارستانها بود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " krankenhaus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Krankenhaus
noun
neuter
دستور زبان
Spital (österr.) (schweiz.) [..]
-
بیمارستان
nounمحلی برای درمان و نگهداری بیماران [..]
Sie musste genäht werden, aber sie würde niemals ins Krankenhaus gehen.
به بخیه احتیاج داشت، اما به هیچ وجه به بیمارستان نمیرفت.
-
بيمارستانها
Ich war im Krankenhaus.
تو يکي از بيمارستانها بود
-
خدمات بهداشتی
تصاویر با "krankenhaus"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن