ترجمه "kreuz" به فارسی
تقاطع, دیز, صلیب بهترین ترجمه های "kreuz" به فارسی هستند.
kreuz
-
تقاطع
Sie kreuzen die Hauptstraße in etwa 100 Metern.
اول يه تقاطع جلومونه ، بعد هم 100 متر جلوتر يه فرعيه
-
دیز
noun -
صلیب
nounNach seinem Tod am Kreuz waren sie bitter enttäuscht, genau so wie wir jetzt auch.
بعد از مرگ عیسی روی صلیب همه به تلخی نا امید شدند. درست همونطور که ما شدیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kreuz " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kreuz
noun
neuter
دستور زبان
Mühlstein (bildlich) (an jemandes Hals) [..]
-
خاج
noun -
صلیب
nounSymbol
Nach seinem Tod am Kreuz waren sie bitter enttäuscht, genau so wie wir jetzt auch.
بعد از مرگ عیسی روی صلیب همه به تلخی نا امید شدند. درست همونطور که ما شدیم.
-
چلیپا
-
ترجمه های کمتر
- دیز
- غم
- گشنیز (ورق)
- † علامت
تصاویر با "kreuz"
عباراتی شبیه به "kreuz" با ترجمه به فارسی
-
چلیپا
-
صلیب سرخ
-
صلیب · عرض چیزی را طی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن