ترجمه "kreuzen" به فارسی

عرض چیزی را طی کردن, صلیب بهترین ترجمه های "kreuzen" به فارسی هستند.

kreuzen verb دستور زبان

schneiden (fachsprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • عرض چیزی را طی کردن

  • صلیب

    noun

    Nach seinem Tod am Kreuz waren sie bitter enttäuscht, genau so wie wir jetzt auch.

    بعد از مرگ عیسی روی صلیب همه به تلخی نا امید شدند. درست همونطور که ما شدیم.

  • عرض چیزی را طی کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kreuzen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kreuzen noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

"Kreuzen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Kreuzen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "kreuzen" با ترجمه به فارسی

  • خاج · دیز · صلیب · غم · چلیپا · گشنیز (ورق) · † علامت
  • چلیپا
  • صلیب سرخ
  • تقاطع · دیز · صلیب
اضافه کردن

ترجمه های "kreuzen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه