ترجمه "lila" به فارسی

ارغوانی, بنفش بهترین ترجمه های "lila" به فارسی هستند.

lila adjective دستور زبان

Eine helle Purpurfarbe aufweisend.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارغوانی

    noun

    Er beschreibt manchmal das Meer als weinrot, Gesichter als grün und Schafe als lila.

    مثلاً دریا رو به سرخی شراب تشبیه میکنه بعضی وقتها صورت مردم سبز توصیف میشه و گوسفندها ارغوانی.

  • بنفش

    adjective

    Ich meine, wenn alle Kühe lila wären, würde das auch langweilig werden.

    منظورم اینست که، اگر همه گاوها بنفش بودند حوصله ات از اونها هم سر می رفت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lila " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lila Noun دستور زبان

Lila (Werk)

+ اضافه کردن

"Lila" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Lila در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "lila"

اضافه کردن

ترجمه های "lila" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه