ترجمه "lilie" به فارسی

سوسنها, سوسن, جنس سوسن بهترین ترجمه های "lilie" به فارسی هستند.

lilie
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوسنها

    Beachtet wohl, wie die Lilien wachsen; sie mühen sich nicht ab, noch spinnen sie . . .

    سوسنها را بنگرید که چگونه نمو میکنند؛ نه زحمت میکشند و نه میریسند . . .

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lilie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lilie noun feminine دستور زبان

wiss. N.: Lilium

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوسن

    proper

    Sie wussten, dass es nur weiße Lilien gab.

    مج ، من وقتي داشتم سفارش ميدادم تو ميدونستي فقط سوسن سفيد دارن

  • جنس سوسن

  • زنبق

    noun

    Du kommst zu den Lilien und du bleibst bei den Lilien.

    میای کنار زنبق ها و کنار زنبق ها هم می مونی.

  • ترجمه های کمتر

    • سوسنها
    • لیلیوم
    • نماد گل زنبق

تصاویر با "lilie"

عباراتی شبیه به "lilie" با ترجمه به فارسی

  • سوسن چلچراغ
اضافه کردن

ترجمه های "lilie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه