ترجمه "nah" به فارسی

nazdic, نزدیک, قریب بهترین ترجمه های "nah" به فارسی هستند.

nah adjective adverb دستور زبان

(sehr) nah [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • nazdic

  • نزدیک

    adjective

    Ist das Ende nah?

    آیا پایان نزدیک است؟

  • قریب

    adjective

    Obwohl ihr kostbares Erbe, das Land der Verheißung, so nahe war, kamen etwa 24 000 Israeliten um.

    با این که در نزدیکی میراث پرارزششان یعنی سرزمین موعود اردو زده بودند قریب به ۲۴٬۰۰۰ تن از اسرائیلیان جان خود را از دست دادند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nah " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "nah"

عباراتی شبیه به "nah" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "nah" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه