ترجمه "nahe" به فارسی
نزدیک, nazdic, همسایه بهترین ترجمه های "nahe" به فارسی هستند.
nahe
adjective
Adjective
adverb
adposition
دستور زبان
Mit nur geringem Abstand zu etwas. [..]
-
نزدیک
adjectiveIst das Ende nah?
آیا پایان نزدیک است؟
-
nazdic
-
همسایه
nounDiese nahe Stadt, Balikpapan, hat ein großes Wasserproblem,
شهر همسایه، بالیکپاپان، مشکل بزرگی با آب دارد؛
-
کنار
noun adverbSie vereint das Interferenzmuster zweier Regentropfen, die nahe beieinander landen.
این سازه از آمیزش طرح دو قطرهی باران که کنار هم به زمین نشستهاند تشکیل شده است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nahe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "nahe" با ترجمه به فارسی
-
nazdic · قریب · نزدیک
-
نزدیک
-
اشک در آستین داشتن
-
خاور نزديك · خاور نزدیک
-
خاور نزديك · خاور نزدیک · خاورمیانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن