ترجمه "pfeilschnell" به فارسی
تند, فرز بهترین ترجمه های "pfeilschnell" به فارسی هستند.
pfeilschnell
Adjective
دستور زبان
wie ein geölter Blitz (umgangssprachlich)
-
تند
adverbEs kam wie ein pfeilschneller Vogel, der an einem Fenster aufschlägt.
همانند یک پرنده ی تند با شیشه ی پنجره بشدت برخورد کردم.
-
فرز
adjective adverb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pfeilschnell " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن