ترجمه "presse" به فارسی
پرسها (ماشین), مطبوعات, پرسها بهترین ترجمه های "presse" به فارسی هستند.
presse
verb
-
پرسها (ماشین)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " presse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Presse
noun
feminine
دستور زبان
schreibende Zunft (umgangssprachlich) [..]
-
مطبوعات
nounIch will ganz bestimmt nichts falsches gegenüber der Presse erwähnen.
من نميخوام که ناخواسته چيز اشتباهي به مطبوعات بگم.
-
پرسها
-
رسانه خبری
-
ترجمه های کمتر
- روزنامهها
- فشردن
تصاویر با "presse"
عباراتی شبیه به "presse" با ترجمه به فارسی
-
فشار · پرسکاری
-
مطبوعات (روزنامهنگاری)
-
خشتهسازي · فشردهسازی · پرسکاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن