ترجمه "pro" به فارسی
در هر ترجمه "pro" به فارسی است.
pro
adposition
دستور زبان
Gleichverteilt auf mehrere gleichartige; jeweils für; zugeordnet zu.
-
در هر
Für die meisten Stränge konnte man ein bis zwei Dosen Impfstoff pro Ei bekommen.
برای اکثر سویهها، میتوانستید یک یا دو دوز واکسن در هر تخم داشته باشید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pro
noun
neuter
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Pro" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pro در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "pro" با ترجمه به فارسی
-
متر بر مجذور ثانیه
-
بیت در ثانیه
-
بیت بر ثانیه
-
متر بر ثانیه
-
جرم بر حجم
-
دور بر دقیقه
-
لیگ برتر فوتبال ایران
-
ژول بر مول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن