ترجمه "pro" به فارسی

در هر ترجمه "pro" به فارسی است.

pro adposition دستور زبان

Gleichverteilt auf mehrere gleichartige; jeweils für; zugeordnet zu.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • در هر

    Für die meisten Stränge konnte man ein bis zwei Dosen Impfstoff pro Ei bekommen.

    برای اکثر سویهها، میتوانستید یک یا دو دوز واکسن در هر تخم داشته باشید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pro noun neuter
+ اضافه کردن

"Pro" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pro در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "pro" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه