ترجمه "schlafen" به فارسی
خوابیدن, غنودن, خوابيدن بهترین ترجمه های "schlafen" به فارسی هستند.
schlafen
verb
دستور زبان
schnarchen (umgangssprachlich)
-
خوابیدن
Verb verbIhnen ist heiß, sie schwitzen schnell, sind nervös und schlafen schlecht.
آنها همچنین احساس گرما کرده، عرق می کنند، مضطرب بوده و برای خوابیدن مشکل دارند.
-
غنودن
verb -
خوابيدن
Das Einzige ist, dass ich nachts manchmal schwer schlafen kann.
تنها چيز اينه ، شبا بعضي وقتا خوابيدن سخت شده.
-
ترجمه های کمتر
- خواب
- خوابیده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " schlafen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Schlafen
im Bett
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Schlafen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Schlafen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "schlafen"
عباراتی شبیه به "schlafen" با ترجمه به فارسی
-
حرکت تند چشم در خواب
-
خواب
-
شب بخیر
-
بيداري · خواب · خوابیدن
-
خواب · نوم
-
درخواب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن