ترجمه "schneider" به فارسی

خیاط, درزی, خياط بهترین ترجمه های "schneider" به فارسی هستند.

schneider
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خیاط

    noun

    Er hatte bei einem Schneider gearbeitet, aber nachdem er sich verletzt hatte,

    و او یک خیاط بود، اما از وقتی که آسیب دید،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " schneider " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Schneider noun proper masculine دستور زبان

Zimmermann (schweiz.)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • درزی

    noun
  • خياط

    Sie waren meine Bank und mein Schneider.

    اون ماشينا ، هم بانک من بودن و هم خياط من

  • خیاط

    noun

    مسی

    Er hatte bei einem Schneider gearbeitet, aber nachdem er sich verletzt hatte,

    و او یک خیاط بود، اما از وقتی که آسیب دید،

تصاویر با "schneider"

اضافه کردن

ترجمه های "schneider" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه