ترجمه "seil" به فارسی

ریسمانها, طناب, ریسمانها بهترین ترجمه های "seil" به فارسی هستند.

seil
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ریسمانها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " seil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Seil noun neuter دستور زبان

Dicke, starke Schnur, die aus verschiedenen, miteinander verdrillten Fasern hergestellt wird.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • طناب

    noun

    elastisches Element aus zusammengedrehten Natur- oder Kunstfasern oder Drähten

    Ich steige vor und werfe das Seil herab.

    من جلوتر ميرم و طناب رو مي اندازم پايين.

  • ریسمانها

  • رسن

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ريسمان
    • ريسمانهاي سيمي
    • لافند

تصاویر با "seil"

اضافه کردن

ترجمه های "seil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه