ترجمه "sicht" به فارسی

قابل دید, دید, بینایی بهترین ترجمه های "sicht" به فارسی هستند.

sicht
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • قابل دید

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sicht " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sicht noun Noun feminine دستور زبان

Was man sehen kann.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دید

    noun

    Wegen des Schneefalls war die Sicht nicht gut.

    به علت بارش برف، دید خوب نیست.

  • بینایی

    noun

    Und dort, wo das Auge nicht hinschaut, sind wir in unserer Sicht erstaunlich eingeschränkt.

    نکته این است که بینایی شما در مورد جاهایی که مستقیما به آنها نگاه نمی کنید بسیار ضعیف است.

  • بینش

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • قابل دید
    • منظره
    • ديد
    • ديداري
    • مشاهده
    • نقطهنظر
    • نما
    • ویو
اضافه کردن

ترجمه های "sicht" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه