ترجمه "sichtbar" به فارسی
قابل رویت, هویدا, ویدا بهترین ترجمه های "sichtbar" به فارسی هستند.
sichtbar
adjective
دستور زبان
Auf eine sichtbare Weise.
-
قابل رویت
-
هویدا
adjective -
ویدا
-
پیدا
adjectiveIn den letzten fünf Jahren haben wir einen Weg gesucht, sie doch sichtbar zu machen.
پس، در پنج سال اخیر، سعی کردیم راهی پیدا کنیم برای نشون دادن این حالاتِ مخفی.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sichtbar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sichtbar" با ترجمه به فارسی
-
تابش بينايي
-
تابش بينايي · نور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن