ترجمه "sitz" به فارسی
صندلیها, جا, جای بهترین ترجمه های "sitz" به فارسی هستند.
sitz
verb
-
صندلیها
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sitz " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sitz
noun
masculine
دستور زبان
Bergère (antik) [..]
-
جا
nounEine kleine Kühlbox, die unter den Sitz passt, darf zu diesem Zweck mitgebracht werden.
با خود یخدانی کوچک بیاورید که به راحتی زیر صندلیتان جا گیرد.
-
جای
nounEine kleine Kühlbox, die unter den Sitz passt, darf mitgebracht werden.
میتوانید با خود یخدانی کوچک بیاورید که بهراحتی زیر صندلیتان جای گیرد.
-
صندلیها
noun -
صندلی
nounOh, sieht so aus, als hätten wir einen leicht defekten Sitz hier.
خب بنظر میاد که اینجا. یه مقدار مشکل با صندلی داریم
عباراتی شبیه به "sitz" با ترجمه به فارسی
-
neshastan · شستن · نشستن · نِشَستَن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن