ترجمه "speisekarte" به فارسی

منو, منو, صورتغذا بهترین ترجمه های "speisekarte" به فارسی هستند.

speisekarte
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • منو

    noun

    Grundsätzlich kreiere ich eine Speisekarte, die es den Leuten erlaubt

    من از ابتدا منو را طوری تنظیم کردم که همه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " speisekarte " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Speisekarte noun Noun feminine دستور زبان

Gedruckte Liste, in der alle in einem Restaurant angebotenen Gerichte aufgeführt werden.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • منو

    pronoun

    Grundsätzlich kreiere ich eine Speisekarte, die es den Leuten erlaubt

    من از ابتدا منو را طوری تنظیم کردم که همه

  • صورتغذا

تصاویر با "speisekarte"

اضافه کردن

ترجمه های "speisekarte" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه